موضوع از یه پشه شروع شد! که بازهم نیمه های شب میون این همه آدم توی خونه فقط به من بدبخت کلید کرده بود و هی از خون ما تناول می کرد! بعد یکم غرغر و بد و بیراه به مادر و عمه پشهه!
پاشدم تا اگه بشه به قتل برسونمش که صحنه اصلی مشاهده شد!
یه سوسک ناناز کنار کمد نشسته بود! (لازم به ذکره ورود سوسک توی خونه ما از اشغال کشور توسط اجنبی ها سهمگین تره) اتفاقی هم که نباید می افتاد ، افتاد و مادر گرامی هم از خواب بیدار شده بود تا ببینه سروصدا از کجاست و ... با دیدن سوسک یه جیغ تیپ 5 زد
که تقریبا کل محل از خواب بیدار شدن و ... سرتون رو درد نیارم آخرش با هزار بدبختی و تعقیب و گریز سوسک رو گرفتیم اما
موقع حمل جسد آقا سوسکه به بیرون داشتم فکر میکردم اگه پا به خونه ما نمیذاشت شاید الان زنده بود و مشغول حال و حول ! اما حالا رفته به دیار باقی ...
آدمها هم همینطورن بعضی وقتها پا به مسیرهایی میذارن که جز بدبختی و هلاکت چیزی نداره ولی ادامه میدن ... (خاک توسرم
!)
-----------------------------
توی این وفور نعمتِ یکنواختی
توی این فراوونی روز مرگی
یک هیجان بزرگ که هیچی
به یه هیجان ناچیز هم ميشه تسليم شد....
پس بیخود واسه من جا نماز آب نکش ... تو هم باشی تسلیم میشی!
-------------------------------
مســـتانه
ساقی غم فردای حریفان چه خوری؟
پیش آر پیاله را که شب میگذرد ...
-------------------------------
خیر سرم این هفته همش امتحان دارم! نشستم واسه شما قصه تعریف می کنم! به علت امتحانات در دوکون تا اطلاع ثانوی تعطیل! (تا جمعه دیگه!)
خسته نباشید ... شاد باشید
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم خرداد 1384ساعت 10:23  توسط گناهکارترین بنده خدا
|
آخه بابا مذهبتون رو شکر! بلاگ اسکای چی داشت که فیلترش کردید؟ ما تا میایم سرو سامون بگیریم و یه جا میخمون رو بکوبیم و مستقر شیم یه بلایی سرش میارن! خوب همینه دیگه جوون میره معتاد میشه! سر همین فیلتر شدن بلاگ اسکای چندین بار پیشنهاد معتاد شدن به من شد حالا من گول نخوردم! شاید ده نفر دیگه گول خورده باشن! من خودم تا امروز سه تا از رفیقای بلاگ اسکاییم معتاد شدن! یکیشون دیشب تو جوب آب تجریش پیداش کردم !
حالا اگه جوون نره معتاد شه میره ماهپاره میخره میشینه شوهای بی ناموسی و کانال XXL و غیره رو تماشا می کنه! نکنید آقا به خدا گناه داره!
(در ضمن به نشانه اعتراض به فیلتر کردن بلاگ اسکای من دیگه پستهای مستهجن میذارم! حواستون باشه اگه زیر 18 سالید ... )
-----------------------------------
خوب تیم ملی هم که رفت آلمان و به جام جهانی رسید ... ولی کاشکی همیشه ازین فوتبالها بود! آدم از برخورد جوونها لذت میبره! واقعا خواهر و برادر دینی بعد این فوتبالها به اثبات میرسه! من واقعا لذت می برم وقتی میبینم جوونها کنار هم به رقص و پایکوبی و ... مشغولن! فضا اصل جنس واسه شیطونی بود حالا اگه نرفتید بیرون از کفتون رفته! البته بنده هم نمی خواستم برم بابام گفت "توله سگ برو بیرون یکم شادی کن این انرژیت تخلیه شه! کشتی مارو بسکه از در و دیوار بالا رفتی!" (البته حریف 11 تا خواهر برادر دیگم نشد!)
بابا هم به این میگن اصل رفیق ناباب!
-----------------------------------
مستانه
یکی هست که تو زندگی از تمامی زوایا داره بهت نگاه می کنه ... تو غم و شادیهات شریکه ولی خودت بیخبری ... موقع زمین خوردنت هزار بار دستت رو گرفته و هزار بار راههای خطا رو از جلو پات برداشته ... حالا خیلی نامردیه تو اصلا اون رو نبینی یا وجودش رو انکار کنی ... یه نگاه به اطرافت کن همه جا جلوه گاه حضورشه ...
----------------------------------
یه نکته اخلاقی : عزیزان بلاگ اسکایی من نمی تونم وبلاگاتون رو باز کنم چون عرض کردم فیلتر کردن دیگه پس از دست من دلگیر نشید چرا سر نمی زنی یا (یه راه حل) می تونید اگه ISP تون فیلتر نکرده به منم معرفیش کنین ما هم یه حالی ببریم ...
خسته نباشید ... خداحافظ تا برنامه بعد!
+ نوشته شده در جمعه بیستم خرداد 1384ساعت 10:14  توسط گناهکارترین بنده خدا
|
من آمدم تا بلاگ فا را نیز آباد کنم

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1384ساعت 21:12  توسط گناهکارترین بنده خدا
|